تبليغاتX
heyroun

heyroun

http://6sigmaqm.blogfa.com/

دوستان عزیز اگر تمایل دارید به این وبلاگ  http://6sigmaqm.blogfa.com/  هم سر بزنید

این وبلاگ هم مدیریتش با اینجانب می باشد. با همکاری برو بچه های دانشگاه البته مباحث این وبلاگ

http://6sigmaqm.blogfa.com/  در مورد کنترل کیفیت ( نظامهای تضمین کیفیت ) می باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 12:0 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

غیبت

خیلی وقت بود نبودم میدونم ـ یک مدت درسها نمی گذاشتن *( از نبودم خوشحالم چون ترم با موفقیت گذشت) بعدش با دوستان رفتم مسافرت. کامپیوترم خراب شده فارسی تایپ نمیکنه

تبصره: الان هم از کامپیوتر خاله ها دارم استفاده میکنم.

+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 12:42 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

استاد دانشگاه اصفهان، بخاطر انتقاد از محمود احمدی‌نژاد از دانشگاه اخراج شد

اسفندیار ذوالقدر استاد دانشگاه اصفهان، بخاطر انتقاد از محمود احمدی‌نژاد در یکی از کلاس‌های درس جامعه‌شناسی‌اش از دانشگاه اخراج شد.
به گزارش خبرنگار آژانس ایران خبر، این استاد دانشگاه طی نامه‌ای سرگشاده آنچه بر او رفته است، شرح داده که در زیر می‌خوانید.

حالا می خواهم اتفاقی که برای خود بنده، دقیقا یک ماه قبل از سفر تاریخی، انقلابی، اسلامی و دشمن شکن! احمدی نژاد به سرزمین کفر و جهانخواری و لعنتی! امریکا اتفاق افتاد را تشریح کنم تا خودتان قضاوت کنید چقدر درایران آزادی بیان وجود دارد و فرمایش رئیس جمهور چقدر حقیقت دارد.
من مدرس دانشگاه هستم و امسال ترم تابستان قرار شد که برای دو کلاس درس جامعه شناسی را تدریس کنم. نود درصد دانشجویان این دانشگاه شاغل هستند و اکثرشان هم در نهادهای امنیتی کار می کنند. من بنا به عادت و روش تدریس ام، برای فهم بهتر مباحث از مثال استفاده می کنم و سعی هم می کنم که به جای اینکه از کره مریخ و کهکشان راه شیری! مثال بیاورم از جامعه خودمان که کلکسیونی از پدیده هاست، مثال بزنم. در دو جلسه مانده به اتمام کلاسها موضوع درس، درباره نهادهای سیاسی و نقش آنها در جامعه بود. من هم طبق روال همیشه سعی کردم، ازساختار دولت کشور خودمان (توجه داشته باشید نه حکومت و نه نظام بلکه فقط دولت) را به عنوان نهاد سیاسی برای عینیت بخشیدن به موضوع درس آنالیز کنم. خلاصه آنکه من پنچ دقیقه ای درباره عملکرد دولت نهم و کارنامه دولت احمدی نژاد و مقایسه آن با دولت فرهیخته خاتمی صحبت کردم. درحین صحبت دیدم که برخلاف همیشه که من دانشجویان را موظف کرده بودم که موبایلشان را حتما در کلاس خاموش کنند، دانشجویی دارد با گوشی موبایلش بازی میکند. چندان توجهی نکردم و فقط تذکری دادم و گذشتم. این دانشجو که”ایوبی” نام دارد از بچه های تیم حفاظت ریاست جمهوری و عضو تیم حفاظت حاج داوود احمدی نژاد بود. کلاس تمام شد و قرار شد هفته بعد آخرین جلسه ترم تابستان برگزار گردد. در دفتر کارم بودم که موبایلم زنگ زد. از دانشگاه بود. مسئول حراست دانشگاه که خانمی به نام دهنوی بود و تازه از همان دانشگاه فوق دیپلم گرفته بود، با تکبر و غرور و تحکم خاصی گفت: ”آقای ذوالقدر تمام کلاسهای شما حذف شده و شما دیگر حق ندارید به دانشگاه بیایید” پرسیدم چرا؟ گفت: “حکم از بالا بوده و از نهادهای مختلف از جمله نهاد ریاست جمهوری تماس گرفتند و دستور داده اند که کلاسهای شما همه لغو بشود و اسمتان هم از سایت هیات علمی دانشگاه حذف شده است.”
در کمال ناباوری پرسیدم به چه علت؟ گفت:” صحبتهایی که در کلاس داشتید توسط فلانی ضبط شده و در اختیار حراست مرکز و چند نهاد دیگر قرار گرفته است و در نهایت شورای حراست تشکیل جلسه داده و تصمیم گرفته شد که تمامی کلاسهای شما حذف شود و اسمتان هم از سایت دانشگاه حذف شود در این رابطه نامه ای هم حراست برای شما تهیه کرده که بیایید و نامه را تحویل بگیرید.حق التدریس‌تان هم پرداخت نمی شود.”
فورا رفتم سراع اینترنت و دیدم بله. راست میگفت. اسمم از سایت اساتید دانشگاه حذف شده و جلویش نوشته شده که باید برای تعیین تکلیف به امور مدرسان مراجعه کنم. این دیگر اوج عدالت دولت مردمی! و عدالت محور احمدی نژاد بود که در گرمای تابستان روزی شش ساعت سر کلاسها حاضر شده بودم و حال دانشگاه حق و حقوقم را نیز نمی دادند.
بلافاصله گوشی همراهم زنگ زد، شماره نیفتاده بود. گوشی را برداشتم. مردی با صدای لرزان و عصبانی شروع کرد به فحش دادن که فلان فلان شده حالا به رئیس جمهور توهین میکنی؟ حالا ببین چطوری به غلط کردن می افتی. پرسیدم شما کی هستی که داری خط و نشون میکشی؟ هیچ غلطی نمی تونید بکند. گفت حالیت می کنیم.
خلاصه از آن لحظه مزاحمت ها شروع شد و من هم ناچار فردای همانروز دوتا سیم کارتم را از بین بردم تا اعصابم به هم نریزد.
دو روز بعد به دانشگاه مراجعه کردم تا نامه ای که حراست برایم نوشته بود را تحویل بگیرم. در بین دانشجویان ولوله بود. با دیدن من همه شان بطرفم آمدند و می گفتند: استاد چرا نمی خواهید از ما امتحان پایان ترم بگیرید. گفتم که من مشکلی ندارم دانشگاه اجازه نمی دهد. فهمیدم که به دانشجویان گفته اند خود استاد نمی خواهد امتحان بگیرد. دانشجوها می گفتند ما در گرما آمدیم سرکلاس حالا چرا باید این درس را یکبار دیگر در ترم بعد از اول باید بگذرانیم؟ گفتم از مسئولان بپرسید. وقتی نامه حراست را نشان دادم و ماجرا را گفتم همگی واکنش نشان دادند که یعنی چی؟ با حذف کلاس شما مشکل مملکت حل میشه؟ یکی میگفت پس باید استاد در کلاس لال بشه؟ یکی میگفت فلانی صدای شما رو ضبط کرده و برده ریاست جمهوری. یکی میگفت اینهم شد مملکت داری. خلاصه هر کس چیزی میگفت. این بحث ها همه در بیرون دانشگاه و پنجاه متر دورتر از دانشگاه انجام می شد که یکباره دیدم نگهبان دانشگاه به طرفم آمد و با کلی عذر خواهی گفت که مسئول حراست دانشگاه می گوید شما باید هر چه زودتر از اینجا بروید و حق ندارید تا یک کیلومتری دانشگاه هم بیایید. این حرف باعث واکنش دانشجویان و خود من شد که آقا جان ما جلوی در مردم هم نمی تونیم وایستیم؟
من نامه را گرفتم (نامه ای که تصویر آن را اینجا می بینید) چند روزی هم گرفتار مشکلات شخصی بودم تا اینکه بعد از دو هفته برای پیگیری موضوع به اداره کل حراست مرکزی دانشگاه رفتم. گفتند باید با فردی به نام آقای ظهوری صحبت کنم. موضوع را همین طوری که الان نوشتم با ایشان در میان گذاشتم و یک شماره از مجله ام را که همراهم بود را نیز به وی دادم و از من شماره تلفن گرفت و قول داد که موضوع را پیگیری کند. رفت با مدیرکل حراست صحبت کرد و برگشت و گفت که ما از اقدامات انجام شده بی خبریم و حراست استان تهران این کار را کرده و من پیگیری می کنم و نتیجه را به شما اطلاع می دهم.
سه چهار روز بعد از آنروز فردی با من تماس گرفت وگفت که نامش الهی است. (البته مانند دکتر کردان خودش را دکتر هم معرفی کرد که بعدا کاشف بعمل آمد که آقای الهی لیسانس دارد!!) و مدیر کل حراست استان تهران دانشگاه علمی کاربردی است. موضوع را جویا شد. جریان را گفتم. با اظهار تاسف ساختگی از مشکل بوجود آمده گفت: ”شما یک شخصیت فرهیخته هستید و نباید کسی مثل خانم دهنوی که تازه سر از تخم بیرون آورده با شما اینطوری برخورد کند. من حتما با ایشان برخورد خواهم کرد.” خودش را به آنراه زد که گویا اصلا روحش هم خبر ندارد که خودشان چه توطئه ای به نام ریاست جمهوری و نهادهای امنیتی درست کرده اند. قول داد که هفته بعد جلسه ای با هم داشته باشیم تا مسئله حل بشود.
قرار جلسه گذاشته شد و من طبق عادت، سر وقت در محل دفتر این فرد (الهی) در خیابان کبکانیان در خیابان فلسطین حاضر شدم. یک ربع هم گذشت. مسئول دفترش که جوانکی تازه به اسلامیون پیوسته و بر پشت لبش مو سبز شده بود، گفت حاج آقا! ( منظورش الهی بود که قطعا تا شاه عبداعظیم خودمان هم نرفته بود چه برسد به مکه) رفتن جلسه. گفتم مگر قرار نداشتیم. گفت حالا یک روز دیگه. گفتم شماره اش را بگیرید تا صحبت کنم. حاج آقا! را گرفت و الهی در کمال بی ادبی گفت روزهای دیگه بیایید تا موضوع را بررسی کنیم. گفتم شما با چه مجوزی و بر اساس کدام رای دادگاه صالحه اسم من را از لیست اساتید حذف کردید؟ من اگر از اینجا بروم مستقیم می روم و این موضوع را رسانه ای می کنم. با کمال بی شرمی گفت: ” ما نیاز به حکم نداریم خودمان هرطور تشخیص بدهیم عمل می کنیم. من سی دی شما رو دارم که به احمدی نژاد انتقاد کردی ما از خدامونه که شما اینو بنویسید و یا مصاحبه کنید اونوقت دیگه ثابت میشه که شما ضد انقلابید!!.”
گفتم حتما این کارو میکنم که شما هم تکلیفتان را بدانید.حالا هم این موضوع را نوشتم تا خود شما قضاوت کنید در این مملکت چقدر آزادی پس از بیان وجود دارد.؟ هنوز هم نه حق و حقوق بنده را داده اند و نه اجازه تدریس می دهند.
حالا آقای احمدی نژاد باید پاسخگو باشد که چطوری یک نفر عضو تیم حفاظت ایشان که هنوز فوق دیپلم هم ندارد به خودش اجازه می دهد به نام “نهاد ریاست جمهوری”مسئولان دانشگاه را تحت فشار بگذارد تا تمامی کلاسهای یک استاد را حذف کنند و او را ممنوع التدریس کنند؟؟
این بود عدالتی که ایشان میخواست به ملت هدیه بدهد؟ آنهمه ادعا در مصاحبه با رسانه های خارجی و دم از وجود آزادی در ایران زدن یعنی همین؟ واقعا جا دارد ایشان حداقل!! برای مادام العمر رئیس جمهور شوند. و دور ریاست جمهوری هم برای ایشان کم است. ریئس جمهوری که روی گروهبان تیم حفاظت خود کنترل ندارد چگونه می خواهد بر مملکت کنترل داشته باشد؟ در دوران هشت سال ریاست جمهوری سید اولاد پیامبر خاتمی بزرگ، انواع لجن پراکنی ها از سوی کیهان و رسالت و انحصار طلبان بر علیه این فرد بی همتا و دولت اصلاحات انجام شد آیا کسی ممنوع التدریس شد؟ آیا درس استادی بخاطر انتقاد حذف شد؟
جالب اینجاست که خانم دهنوی مسئول حراست دانشکده می گفت فلانی اگر مسئله اخلاقی بود خیلی راحت قابل حل بود. ولی چون با سیاست ارتباط پیدا کرده نمی شود کاری کرد!!! بی اختیار یاد فردی افتادم که می خواست با مبارزه اخلاقی و بوسیله ازاله بکارت با رژیم فاسد شاه مبارزه کند. هرچند که خدا اجر این فرد را نداد اما دولت نهم اجرش را داد و حسابی رنج مبارزاتش را!! تلافی کرد!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1387ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

نمودار يك روز كامل - ورژن دانشجويي

نمودار يك روز كامل - ورژن دانشجويي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 1:53 قبل از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

 

 

۱۶ شهریور َسالگرد ۶ تاییَ ها بر همگان مبارک باد.

 

۱۶ شهریور ۵۲ پرسپولیس ۶   استقلال ۰

+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1387ساعت 4:30 قبل از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

چگونه مدرك دانشگاهي جعل كنيم؟

نكاتي كه هر جاعل مبتدي بايد بداند:

1-     اولين نكته  مهم در جعل مدرك دانشگاهي اين است كه از وسوسه جعل مدارك دانشگاه هاي تابلو مانند اكسفورد و كمبريج بپرهيزيد. كمي به خودتان زحمت دهيد و يك دانشگاه در پيت و ناشناخته را با جستجو در گوگل پيدا كنيد. اگر به عنوان مثال در فكر جعل دكتراي  دانشگاهي هستيد كه به كساني مانند انيشتين و ماكس پلانك دكترا داده بايد از نبوغ خود مطمئن باشيد. وقتي چنين اطميناني وجود ندارد بهتر است سطح بلندپروازي خود را كمي تعديل كنيد

2-     مراقب غلط هاي املايي باشيد: هيچ چيز بدتر از يك مدرك دكترا كه با ادبيات و نوشتار شاگردان مدارس ابتدايي نوشته شده باشد نيست. اگر قرار است مدركتان را براي يك نشريه طنز ارسال كنيد مشكلي نيست اما اگر قرار است از آن استفاده كنيد كمي محتاط باشيد و غلطهاي ديكته اي آن را بر طرف كنيد. براي اينكار مي توانيد  مدركتان را به يك دارالترجمه بدهيد تا گرامر و اسپلينگ آن را چك كند. اين كار فقط 4000 تومان هزينه دارد اما در عوض 4 سال شما را بيمه مي كند.

3-     مدرك را با اسامي تخيلي امضا نكنيد: اينكار ممكن است جعل مدرك را ساده كند اما كار كساني را كه مي خواهند مچ شما را بگيرند را هم ساده مي كند. كمي وقت صرف كنيد و چند مدرك اصل را ببينيد تا اسامي افرادي كه مجاز به امضاي مدرك هستند را بدانيد.

4-     سعي كنيد بين مدرك دانشگاهي كه جعل مي كنيد و موضوعي كه براي كار يا تدريس انتخاب كرده ايد لااقل كمي ارتباط وجود داشته باشد. بهتر است موضوعي را براي تدريس انتخاب كنيد كه بتوانيد با استفاده از خاطرات خود و اطلاعات عمومي سر و ته آن را جمع كنيد

5-     مدرك خود را در معرض نمايش قرار ندهيد: اعتماد به نفس چيز خوبي است اما براي يك جاعل مبتدي مي تواند خطرناك باشد. تا زماني كه در جعل مدرك حرفه اي نشده ايد از قرار دادن مدركتان در معرض ديد عموم خودداري كنيد

6-     اگر گند قضيه در آمد: تا زماني كه حرفه اي نشده ايد هميشه ممكن است چنين اتفاقي بيافتد. راه حل مساله بستگي به محل زندگي شما دارد. اگر در جايي زندگي مي كنيد كه همه چيز حساب كتاب دارد بهتر است استعفا دهيد و به دنبال يك وكيل خوب بگرديد تا در دادگاه به شما كمك كند در غير اين صورت خونسرد باشيد و از مضرات مدرك گرايي صحبت كنيد تا قضيه فراموش شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 مرداد1387ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

یکسال و اندی

از ۱۰ مرداد ۸۷

وبلاگ  حیرون یک ساله شد.

 

چه زمان زود میگذره.

آخه.................................

+ نوشته شده در  جمعه 18 مرداد1387ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

آنگاه که ...

 

آنگاه که غرور کسي را له مي کني

 آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني

آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني

آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري

آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي

 آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري

مي خواهم بدانم، دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني

 تا براي خوشبختي خودت دعا کني ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 5:28 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

بعضی اوقات حال وحوصله نداری

 خیلی زود یک چیزی بهت بر میخوره

 سکوت میکنی

دوست داری تنها باشی

فکر کنی

..........................................

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 7:12 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

احمدی ن..............

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 6:7 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

کم کم

چند نکته

۱- درس ها کم کم داره سخت میشه مخصوصا درس نقشه کشی صنعتی که حسابی عصابم رو ریخته

بهم

۲- کم کم وقت اومدن مسافران آلمان هست داریم چوب خط میندازیم. که حال و حول داره شروع میشه

۳- بنائی داره میرسه کم کم بجا های حساس

۴- از دیروز ایدیسل ( اینترنت )   دار شدیم کم کم میخواهم بهش عادت کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 3:18 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

تولد

روز تولد همیشه خیلی خوب میگذره آدم حس خوبی داره وسعی میکنه به میل خودش باشه جشن ولی ته به امروز که ۲۵ سالم تموم شده هیچ وقت نتونستم اونطور که دوست میدارم جشن بگیرم

خوب مشکلات در ........ زیاده و نمیشه

باز امسال بهتر از سال های پیش بود حداقل صبح تا ظهر

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

پرسپولیس

دوباره درزشگاه آزادی یکپارچه آتش خواهد شد.

چون ما هنوز ایستاده ایم

ما می آییم با پرچم سرخمان و دل سراسر شورمان

آزادی را جهنمی خواهیم ساخت

که شراره های سرخش دل هر حریفی را می لرزاند و هر رنگی غیر از رنگ ما را خواهند سوزاند

ما هنوز ایستاده ایم

زیرا نام پرسپولیس آنقدر بزرگ و جاوید است که به احترامش می ایستیم

تا قهرمانی را برفراز آزادی با یکصد هزار فریاد به نظاره بنشینیم

و آنگاه است که ما را به عظمت و احترامش نشسته خواهید دید.

به امید قهرمانی پرسپولیس

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

خوب این مدت سرم شلوغ بود تا ثبت نام دانشگاه و بعدش انتخاب واحد و مسافرت نائین هم با دوستان رفتیم الان هم ۱ هفته از ترم جدید گذشته واقعا خیلی احساس خوبی که نمیخواهی بری قزوین

حالا به ماند که چه اعصابی از ام خورد شد تا ثبت نام کنم

البته برای ما ایرانی ها عادت شده هیچ موقع با یکبار رفت وآمد نمیتونی کار تو انجام بدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

همه به گوش

سایت گوگل در اقدامی عجیب و با زیر پا گذاشتن قوانین سازمان ملل در سایت خود نام خلیج فارس را به خلیج عربی تغییر داده، اگر يك ميليون نفر اعتراض خودشون رو به اين آدرس بفرستند گوگل مجبور به برگرداندن خليج عربي به خليج فارس ميشه لطفا ساكت نشينيد اين خبر رو به اطلاع همه برسونيد .

http://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html "

 

چگونه این فرم را پر کنیم ؟

شما دوستان برای این که با این قسمت هیچ مشکلی نداشته باشید ما اموزش ان را نیز برای شما اماده کرده ایم تا بدون هیچ گونه مشکلی قادر به ارسال نظر خود باشید. پس از کلیک بر روی لینک بالا در صفحه نمایش داده شده برای شما در پایین صفحه بر روی گزینه "click here to sign petition " سپس در صفحه ظاهر شده شما سه گزینه را مشاهده میکنید قسمت اول "Name " در اینجا اسم خود را وارد کنید در قسمت " Email Address " شما ایمیل خود را وارد میکنید و در قسمت سوم " Comments " عبارت only persion gulf  را وارد کنید و در پایان بر روی گزینه " perview your signature " کلیک کنید.

منبع  NothinG

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 4:29 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

دانشگاه نیرو محرکه قزوین

خوب امروز خیلی خوشحالم  آخه دیگه از رفت و آمد به قزوین برای رفتن به دانشگاه راحت شدم و دیگه نباید برم قروین

اگر گفتین چرا................؟ 

این داستان ادامه دارد.........

البته اول حدس بزنید چرا دیگه نباید برم قزوین............

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 فروردین1387ساعت 10:0 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

چهارشنبه سوری

چهارشنبه سوری شما مبارک

 

برابر با شب آخرین چهارشنبه*ی سال جشنی به نام «چهارشنبه سوری» یا «جشن سوری» در سراسر سرزمین های ایرانی همراه با آتش افروزی و پریدن از روی آن و مراسمی ویژه برگزار می شود

«دل هر ایرانی آتشکده ای است»

چهارشنبه سوری روزی ا‌ست که ایرانیان، با پریدن از روی آتش، درد و رنج خود را به آن‌ چه افزون بر اشویی‌اش، پاک‌کننده است؛ می‌سپارند و به‌ جای آن سرخی (شادابی و تن ‌درستی) را از اخگرهای سرکش و سوزنده‌ آتش می‌گیرند. ولی چرا چهارشنبه! اگر آتش پاک‌ کننده‌ پلیدی ‌هاست پس چرا روزهای دیگر از روی آن نمی‌پرند و شادابی از او نمی‌گیرند؟!
بر پایه‌ گواه ‌هایی که در گنجینه‌ تاریخ و سینه‌ مردمان برجای مانده است، سیاوش در روز چهارشنبه‌ پایان سال، کشته شده است. روزی که ما از آن با نام چهارشنبه ‌سوری یاد می‌کنیم و هرساله آن را گرامی‌ می‌داریم.

از بهر ناسازگاری دین زردشت با سوگواری در مرگ کسان و خویشان، ایرانیان برای زنده‌ نگاه ‌داشتن یاد سیاوش، در روز چهارشنبه‌ پایان سال آتش برمی‌افروختند و به شیوه‌ سیاوش از میان اخگرهای سرکش آن می‌گذشتند. آیینی که تا امروز در فرهنگ ما بر جای مانده و زمینه ‌چینی‌ های ایران ‌ستیزان و نیروهای انیرانی در راه پیش‌گیری از انجام بزرگ ‌داشت آن به جایی نرسیده است.

در روز شمار ایرانیان باستان هریک از سی ‌روز ماه را نامی است که نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاست ، ایرانیان باستان در هر ماه که نام روز با نام ماه برهم منطبق و یکی می‌شدند آن را به فال نیک گرفته و آن روز را جشن می‌گرفتند ، اغلب جشنهای ایرانیان آریایی چه آنهایی که امروز برگزار می‌شوند و چه آنهایی که فراموش شده‌اند ریشه در آئین کهن زرتشتی دارد، به قول پرفسور مری بریس شادی کردن، تکلیفِ دلپذیرِ دینی این جماعت است. در کتیبه‌ های هخامنشی هم شادی و جشن ودیعه‌ای الهی ))اهورایی ((است. پیوند ایرانیان آریایی قبل از اشو زرتشت با ایزدان خود نه پر پایه جهل و ترس از آنان بلکه بر اساس مهر و دوستی استوار بود و مردم در مقابل نعمات و سلامتی عطا شده به آنان به جشن (یَزَشْنْ = نیایش شادمانه) می‌ پرداختند و آنان بایستی با خشنودی و شادی و پایکوبی (نه غم و سوگ‌ و گریه و زاری که از صفات و علامات اهریمنی می‌باشد) و در عرصه وشنایی و آگاهی به نیایش و ستایش ایزدان می ‌پرداختند.

در گذشته‌های دور آریاییان به گرد آتش جمع می‌ شدند و با نوشیدن شیره گیاه هوم  و با پایکوبی و هلهله و شادی به قربانی حیوانی (معمولاً گاو) می‌ پرداختند و بخشی از آن گوشت را به آتش می‌ افکندند. زرتشت غریوهای مستانه و افکندن گوشت قرابانی در آتش و الوده کردن آن را نفی کرد و کشتن جانوران را به رنج، و تباه کردن گوشت آن را کاری اهریمنی به شمار آورد و در برابر اینها خشنودی و پایکوبی و شادمانی از هستی و آفرینش را در گرد آتش درست و برابر با اَرْتَة (فضیلت، سامان و نظم هستی ) و نیکوکارانه شمرد.

مطابق قول و حدس استاد ذبیح بهروز چهارشنبه سوری جشنی است مانند بیشتر جشنهای ایرانی که با ستاره شناسی بستگی تام داشته ومبدإ همه حسابهای علمی تقویمی به شمار می رود. در آن روز در سال 1725 پیش از میلاد زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری جهان را نموده و کبیسه پدید آورده و تاریخ های کهن را درست و منظم کرده است؛ پس به نظر ایشان در سال 1725 پیش از میلاد، شبی که در روز آن زرتشت تاریخ را اصلاح کرده است، به یادبود آن ، همه ساله مردم ایران جشن بزرگی بر پا کرده و با آتش افروزی، شادی خود را آشکار و اعلام کرده اند و آن رصد و اصلاح تاریخ تا کنون در هیأت و یادمان چهارشنبه سوری (شب جشن سوری) یا جشن سوری باقی و جاری مانده است

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

یکشنبه زیبا

هیچ وقت یک روز هفته به این زیبای نبود.  اول از امتحان دانشگاه شروع کنم. که دیروز یک امتحان خفن داشتم وقتی جلسه امتحان تموم شد و اومدم بیرون یک نفس راحت کشیدم که ۱۲ رو میگیرم ولی از اون زیباتر این بود که حدوده یک ساعت بعدش یکی از دوستان اومد و گفت بیا بیین نمرات و زدن به تابلو اولش فکر کردم شوخی میکنه ولی بعدش دیدم درست میگه ای ول بین استاد  ولی اون لحظه ای زیبا بود که دیدم تو ۱۸۶ نفر با نمره ۱۹ اولین رتبه رو آوردم.

دومیش برد تیم محبوبم پرسپولیس بود

سومیش هم در راه برگشت.......................... بگم نگم...........

 میگن تا ۳ نشه بازی ................ واقعا درست میگن

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 8:35 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

کنجکاوی بعضی وقتها خوبه و بعضی وقت ها بد

حالا من چند روز در مورد ........ کنجکاو شدم.

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

به بهانه پخش CD قاچاق سنتوری

اعتراض کردن به این همه بلایی که سر «سنتوری» و استاد، سر سینمای ما آمد، دردی را دوا نمی کند. بشکه سوراخ شده و ماهی ها روی زمین ریخته اند و به آب انبار نخواهند رسید. اما عوض اینکه ماهی ها را بریزیم توی جوی آب، همه ایستاده ایم و به تلف شدن شان نگاه می کنیم. آقایان مسئول چه شما بخواهید و چه نه، «سنتوری» دیده خواهد شد اما کاش روی پرده با هم می دیدمش. آن وقت می شد دور هم بنشینیم و حرف هایمان را بزنیم. قضاوت اش هم می ماند با نسل های بعد. فکر نمی کنم این شرایط به نفع هیچ کس شده باشد. «سنتوری» ما، شاه ماهی ما، هنوز توی پاکت کوچولوی پر از آب دارد نفس می کشد اما... پس حداقل برای ثبت اعتراض های مخالفان فیلم در تاریخ هم که شده کاش «سنتوری» را روی پرده، دور هم دیده بودیم. دریغ.

+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 1:17 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

تولد افشین قطبی

 

 تولد افشین خان قطبی

افشین قطبی چهل و چهارمين سال زندگى خود را همراه با شاگردان و همكارانش جشن گرفت.

استيلى يك كيك بزرگ براى مراسم تولد قطبى تدارك ديده بود . قابل توجه اينكه روى كيك 22 بازيكن با

پیراهن قرمز و آبی طراحی شده بود و نتیجه ۳ بر صفر به نفع سرخپوشان بود. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

فصل امتحانات

غیبت داشتم میدونم طولانی شد میدونم

ولی خوب فصل امتحانات بود پر از استرس مخصوصا وقتی برنامه امتحانی رو دیدم و ۲ تا امتخان اون هم یکیش زبان خارجه باشه و دیگری شیمی تو یکروز باشه شوکه شده بودم.

بعد از پایان امتحانات هم تا نمرات ام بیاد اصلا خواب و خوراک نداشتم الان هم شدم مثل نی قلیون

ولی الان با خیال آسوده دارم مینویسم نمراتم ای بدک نبود ( البته برای بعد از فاصله حدوده ۵ سالی که بین درس خوندنم افتاده بود .*)

مخصوصا وقتی فیزیک ۲۰ بشی > ریاضی ۱۷ >

درسهای دیگه ام ای.................................

مبانی کامپیوتر  ۱۵ > ادبیات ۱۴ >   شیمی ۱۳ >  زبان خارجه ۱۲>

معدلم هم ۱۵.۵۳  شد.

حالا ببینیم ترم بعد چی میشه این راهی رو که پیش گرفتیم صعودی طی میشه یا.......... کلمه اش نگم

بهتره

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 1:47 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

آمار دی ماه

کل پستهای دی : ۸ عدد  

تعداد comment های آذر : ۹ عدد   

پیغام مدیر               

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

غروب سیاه یکشنبه

هنوز تو شک رفتن دایی هستیم جای خالیش خیلی حس میشه نمیدونم چرا این دفعه زودتر از دفعات گذشته اقامتش در ایران تمام شد. مثل چشم به هم زدن ۲۱ روز فینیش شد.

تو همه خونه ها صحبت از رفتن دایی ایست ای کاش اصلا آلمانی وجود نداشت

خیلی دوست می داشتم بخاطر برف و بارون هم شده ۵ روز سفرش عقب می افتاد تا بیشتر پیش ما بود دیشب همش در تکاپو تلفن زدن و گوش دادن اخبار بودیم تا شاید خبری بگیریم که پرواز عقب افتاده که این امید هم به ناامیدی تبدیل شد

آه که ما چقدر  بچشانسیم

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 دی1386ساعت 6:38 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

برف برف برف میاد در خونه هاجر هاجر صداش در نمیاد

یک برف خفنی میاد که نگو نپرس

خوب تا الان وقت نداشتم. کل یوم تو امتحانات بودم دیروز هم دو تا امتحان خفن داشتم ولی تا کرج رفتم و بخاطر برف مجبور شدم برگردم چون جاده بسته بود فردا هم نمیرم چون دانشگاه تعطیل هست. تا پنجشنبه ببینیم چی میشه ولی یک چیزی تا اینجا خوشایند هست که راضی هستم از امتحاناتی که دادم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 دی1386ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

آخه این خانم ها از کجاشون عکس میندازن؟!!!!

آخه این خانم ها از کجاشون عکس میندازن؟!!!!

آخه این خانم ها از کجاشون عکس میندازن؟!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 دی1386ساعت 11:21 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

جای خالی

 کلا این چند روز همه چی قاتی پاتی شده بود دل و دماغی هم نداشتم برای آپتودیت وبلاگ

من هم که به کم بوده خواب مبتلا شده بودم البته این لحظات بسیار شیرینی بود. چون کنار دایی ادهم بودیم.  ولی ای کاش کتی جون و خشایار وشروین هم بوده اند جای خالی شون خیلی حس میشه

فقط یک حال گیری هست که امتحانات آخر ترمم ۸ روز دیگه شروع میشه باعث استرس شده برام.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 دی1386ساعت 1:35 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

جشن شب یلدای چلچراغ

جشن شب چله نشریه چلچراغ یکشنبه با حضور چهره های مختلف فرهنگی و هنری( آقای خاتمی) برگزار می شود.

این جشن مطابق روال چند سال گذشته توسط نشریه چلچراغ و به مناسب بلندترین شب سال با حضور هنرمندان و شخصیتهای فرهنگی برگزار خواهد شد.

در جشن شب چله امسال، نشان ویژه چلچراغ به افتخارآفرینان فرهنگ ایران در عرصه های فرهنگی هنری و نیز افراد منتخب نسل سوم اهدا می شود.

مراسم امسال در سالن همایشهای میلاد برگزار می شود

حالا نوبت نشان محبوبیت نسل سوم است. جایزه می‌رسد به هانیه توسلی و دوباره جیغ و اگه شب و روزت گریه داره بیخیال و حالا دعوت می‌کنند از علی میرمیرانی. به نظرم باید میرمیران باشد در حالی که من میرمیرانی هستم. داستان این «ی» چیز مهمی است که حالا وقت ندارم تعریف کنم اما همینقدر کافی است بگویم که اگر میرمیرانی باشم حتما با من فامیل است، حالا اگر شده از صد سال قبل.

میرمیران شاعری را می‌خواهد دعوت کند ولی هنوز نام نبرده. می‌گوید این روزها خیلی مشهور نیست. شاعر کمدی است. به نظرم از برنامه «فضانوردان» باشد. هاها.. شاعر را دعوت می‌کنند عادل فردوسی پور و سالن منفجر می‌شود. در صفحه می‌گوید که از زندگی‌اش اطلاع زیادی در دست نیست ولی اجدادش شاعر بوده‌اند و دیوانی داشته به نام شاهنامه. می‌گوید که اشعار عادل این روزها شناخته نشده ولی ۱۲۰ سال بعد مشهور خواهد بود.

    آه چه می‌کند این رونالدینیو آه چه می‌کند

    از میان پاهای مدافع تونلی باز می کند

    مدافعین را یکی پس از دیگری از پیش رو بر می‌دارد

    با دروازه بان تک به تک می‌شود

    او را فریب می‌دهد و به راحتی دروازه را باز می‌کند

    واقعا که چه می‌کند این رونالدینیو.

سالن منفجر شده از خنده (: می‌گویند که عاشق طبیعت بوده و بسیاری از اشعار در مورد گل است.

    چه گل زیبایی

    یک گل سی متری

    از آن گل‌های به یاد ماندنی

    دل پیرو یک گلزن مادرزادی است

مورخین می‌گویند دل پیرو زنی بود که عادل قصد ازدواج با او را داشت. البته گاهی هم درباره زنان دیگر مانند آدریانو صحبت کرده. اصطلاح مشهور او «گل نه زن» است که درباره اکبر پور سروده. عادل بالا می‌رود و کلی تشویق (:

نشان محبوبیت نسل سوم را می‌دهند به عادل فردوسی پور. حرف زدن عادل پشت میکروفون خنده دار است چون مردم را به یاد برنامه اش می‌اندازد. می‌گوید که نشان برایش بسیار ارزشمند است ولی هیچ وقت فکر نمی کرده وقتی صحبت از شعر باشد، جایزه بگیرد. می‌گوید که حفظ قهرمانی سخت‌تر از قهرمان شدن است و سعی می‌کند قهرمانی را حفظ کند. صدری بالا می‌رود و می‌گوید این جایزه، جایزه‌ای است که نسل سوم به نقد و انتقاد و جامعه انتقاد پذیر داده است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 دی1386ساعت 1:30 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

گزارش جشن شب یلدا چلچراغ

گزارش تصویری جشن شب یلدا چلچراغ

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 دی1386ساعت 1:17 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  | 

آمار آذر ماه

پیغام مدیر الف        (  رکورد comment دست اینه )  

پیغام مدیر الف         ( اختصاصی heyroun  )

 

کل پستهای آذر : ۸ عدد  

تعداد comment های آذر : ۱۴عدد    

 

شما چی ؟ کدام مطلب ماه آذر رو بیشتر دوست میداشتید. ....؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 دی1386ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط میلاد خسروی  |